السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

114

فرحة الغري ( فارسي )

أمّى يا نور الله التّامّ أشهد أنّك قد بلَّغت عن الله و عن رسول الله صلَّى الله عليه و آله ما حمّلت و رعيت ما استحفظت و حفظت ما استودعت و حلَّلت حلال الله و حرّمت حرام الله و اقمت احكام الله و لم تتعدّ حدود الله و عبدت الله مخلصا حتّى أتاك اليقين صلَّى الله عليك و على الائمّة من بعدك . ) پس حضرت برخاستند و طرف سر مبارك حضرت امير چند ركعت نماز كردند و فرمودند كه اى صفوان هر كه زيارت كند حضرت امير المؤمنين ( ع ) را به اين زيارت و نمازى كه كردم بجا آورد برگردد به خانه خود آمرزيده از جميع گناهان ، مزد عظيم يافته بر آنچه بجاى آورده و بنويسد از براى او ثواب هر ملكى كه آن حضرت را زيارت كرده باشد . عرض كردم كه به او مىدهند ثواب هر ملكى را كه زيارت آن حضرت كرده باشد ! فرمودند كه بلى و در هر شبى قبيله اى از ملايكه كه صد هزار ملك باشند آن حضرت را زيارت مىكنند . بعد از آن از عقب برگشتند و پشت به قبر نكردند و در وقت برگشتن مىفرمودند كه : يا جدّاه يا سيّداه يا طيّباه يا طاهراه لا جعله الله آخر العهد و رزقنى العود إليك و المقام في حرمك و الكون معك و مع الابرار من ولدك صلَّى الله عليك و على الملائكة المحدقين بك . عرض كردم كه اى سيّد و آقاى من ! مرا رخصت مىدهى كه ياران خودم را از مردم كوفه خبر كنم به موضع قبر آن حضرت كه به شرف زيارت مشرّف شوند ؟ فرمودند كه بلى ، و چند درهم به من دادند كه قبر را بسازم كه بر شيعيان مشتبه نشود . و محمّد بن المشهدى در كتاب مزار روايت كرده است از محمّد بن خالد از سيف بن عميره كه او گفت كه با صفوان و جماعتى از شيعيان رفتيم به غرى بعد از آنكه آن حضرت ( ع ) رفته بودند و زيارت كرده بودند و زيارت كرديم حضرت امير المؤمنين را ( ع ) و چون از زيارت فارغ شديم ، صفوان روى خود را به طرف كربلاى معلَّى كردند و گفتند : زيارت مىكنيم حضرت امام حسين ( ع ) را از بالاى سر حضرت امير المؤمنين ( ع ) ، و صفوان گفت كه با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق ( ع ) زيارت كردم و به همين نحو زيارت فرمودند و زيارت حضرت امام حسين كردند و نماز كردند و بعد از نماز اين دعا